السيد الطباطبائي
64
قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )
خودكار به نحوى به تأويل خود متضمن است و در آيهاى كه بهدرستى كيل و وزن امر مىكند تأويل آن يك حقيقت و مصلحتى است عمومى كه اين فرمان تكيه به آن دارد و به نحوى تحقق دهندهء اوست و در آيه رد نزاع به خدا و رسول نيز به همين قرار است . بنابر اين تأويل هرچيزى حقيقتى است كه آن چيز از آن سرچشمه مىگيرد و آن چيز به نحوى تحققدهنده و حامل و نشانه اوست چنان كه صاحب تأويل زنده تأويل است و ظهور تأويل با صاحب تأويل است . اين معنا در قرآن مجيد نيز جارى است ، زيرا اين كتاب مقدس از يك رشته حقايق و معنويات سرچشمه مىگيرد كه از قيد ماده و جسمانيت آزاد و از مرحله حس و محسوس بالاتر و از قالب الفاظ و عبارات كه محصول زندگى مادى ماست بسى وسيعتر مىباشند . اين حقايق و معنويات به حسب حقيقت در قالب بيان لفظى نمىگنجند تنها كارى كه از ساحت غيب شده اين است كه با اين الفاظ به جهان بشريت هشيارى داده شده كه با ظواهر اعتقادات حقه و اعمال صالحه خودشان را مستعد درك سعادتى بكنند كه جز اين كه با مشاهده و عيان درك كنند راهى ندارد ، و روز قيامت و ملاقات خداست كه اين حقايق به طور كامل روشن و هويدا مىشود چنان كه دو آيه سوره اعراف و آيه سوره يونس بدين معنا دلالت داشتند . خداى متعال براى اشاره به اين معنا مىفرمايد : « وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ * إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ * وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ » « 1 » سوگند به كتاب مبين ، ما آن را قرآنى عربى قرار داديم تا شايد شما تعقل كنيد و بهدرستى آن در حالى كه پيش ما در امالكتاب است بلند است ( دست فهم عادى به او
--> ( 1 ) . زخرف ، آيات 2 - 4